درک ضمنی در کودکان مبتلا به اوتیسم

درک ضمنی:

تحقیقات نشان می دهد که جنبه های مختلف زبان برای پرورش تئوری ذهن مهم است.

که شامل ارتباطات در زمینه های اجتماعی است ، از جمله مادر و فرزند و یا ارتباط با دوستان- دانش کلمات و استفاده از مفاهیم برای بیان حالات ذهنی – دستور زبان پیچیده ، به ویژه ساختارهای جمله ای که برای بیان حالات ذهنی استفاده می شود ، است.

کودک اوتسم پایرز و آن سنگاس نتوانستند به یک جنبه خاص از زبان اشاره کنند که باعث ایجاد تفاوت بشود. موضوع جالب این جاست که در گروه جوان تر ها ، تعامل با یک دیگر از نظر زبانی پیچیده تر بوده و معنادار کردن واژگان برای این که بتوانند درمورد افکار و اعتقادات خود و دیگران صحبت کنند ، از گروه مسنتر ها پیچیدهتر و در سطح بالاتری بوده است.

یک سؤال کلیدی باقی مانده : آیا قبل از اینکه گروه قدیمی تر ، زبان بیان حالات ذهنی را به دست آوردند ، نمی توانستند افکار و عقاید دیگران را درک و تفسیر کنند؟ برای پرداختن به این سؤال ، انواع دیگری از مطالعات که از روشهای ضمنی برای آزمایش درک باور غلط استفاده می کنند ، لازم است.

یک نمونه از چنین کارهایی استفاده از ردیابی چشم است تا ببیند که آیا کودکانی که در تست باور غلط کلاسیکی رد شده اند ، با چشم خود مکانی را که فرد باید در آن جا به دنبال وسیله پنهان شده بگردد را ردیابی می کنند ؟ اولین مطالعه که با استفاده از این روش انجام شده بود ، نشان داد که کودکان نوپا که هنوز نمی توانند جواب کلامی مناسب را بدهند ، به مکان صحیح نگاه می کنند. اخیراً ، محققان از این روش ها برای تحقیق در مورد درک ضمنی باور در کودکان نوپا ، استفاده می کنند.

انتظار می رود که بزرگسالان ناشنوا نیکاراگوئه نیز بتوانند این سطح از درک مجازی را نشان دهند ، اما هیچ کس این نوع مطالعه را انجام نداده است.

بنا بر این ، مطالعه پایرز و سنگاس شواهد محكمی را ارائه می دهد كه نشان می دهد زبان برای ظهور تئوری ذهن واضح تر مهم است . با وجود این که مکانیسم هایی که این تغییرات رشد را در سطوح زبانی ، شناختی و عصب شناختی به وجود می آورد را ، کاملاً آزاد می گذارد.

زبان اوتیسم:

به چه دلیل این روش برای درک ما از تئوری ذهن در مبتلایان به اوتیسم مفید است؟

برخی از کودکان و بزرگسالان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم ( ASD ) تست باور غلط را پشت سر می گذارند ، و شواهد محکمی وجود دارد که ثابت می کند ، زبان کلید پاسخی است به این که چه کسی تست های تئوری ذهن را میتواند پشت سر بگذارد. به عنوان مثال ، کودکانی که به نحو پیچیده صحبت کردن در مورد آنچه مردم می گویند یا فکر می کنند ، مسلط شده اند.- مانند : ” جان گفت ، مری برای خرید به بیرون رفته است ” یا “جیسون فکر می کرد که مری خواب است”- احتمال قبول شدنشان در تست باور غلط بیشتر از افرادی است که این نحوه پیچیده صحبت کردن را بلد تیستند.

اما آیا واقعاً می توانیم بگوییم که این کودکان تئوری ذهن کامل را به دست آورده اند؟

بر خلاف مدرسه نیکاراگوئه افراد ناشنوا ، که نوعی روش را برای بیان حالت های ذهنی به دست آورده اند ، کودکان مبتلا به اتسیم که دارای قدرت تکلم هم هستن ، حتی در مورد حالات ذهنی خود یا دیگران صحبتی نمی کنند . این نشان می دهد که آنها به طور خودجوش در گفتگوهای روزمره به بیان حالات ذهنی خود نمی پردازند. ما همچنین اطلاعات زیادی از درک آنها از مفهوم حالت های ذهنی را نداریم.

حتی اگر آنها بتوانند به طور صحیح باور های صحیح یا غلط را در کارهای آشکار بیان کنند ، آیا حالات ذهنی را به درستی در ذهن شخص تشخیص می دهند ، یا آیا با یک روند منطقی یک کار را استدلال می کنند؟

یک مطالعه جدید نشان می دهد که در تست تئوری ذهن مکانیسم های اساسی عملکرد افراد دارای قدرت تکلم با عملکرد بالا که دارای اوتیسم هستند ممکن است کاملاً متفاوت از روش های استفاده شده توسط افراد بدون اوتیسم باشد.

افراد مبتلا به اوتیسم که تست استاندارد باور غلط را پشت سر می گذارند ، نمی توانند پاسخی که انظار میرود را در کار ضمنی ، مانند ردیابی با چشم نشان دهند ، یعنی درک مفهومی آنها از نظریه ذهن یا کاملاً متفاوت است یا به شدت شکننده است.

افرادی که بدون قرار گرفتن در معرض یک سیستم زبانی کامل رشد می کنند ، دارای نقایصی هستند که بدتر از خود فقدان زبان است: پایرز و سنگاس نشان می دهند که نیکاراگوئه های ناشنوا توانایی استدلال و استعمال حالات روحی خود به دیگران را ندارند. این کمبود مطمئناً بر زندگی روزمره آنها تأثیر می گذارد: آنها فاقد توانایی تشخیص کارهایی هستند که مردم انجام می دهند ، مانند شایعات یا دنبال کردن داستان های پیچیده در فیلم یا تلویزیون.

افراد مبتلا به اوتیسم خیلی زیاد نیستند. حتی وقتی توان صحبت کردن در مورد ذهن را به دست می آورده اند ، اجتماع هنوز هم برای آنها یک چالش و رمز و راز باقی می ماند. زبان اهمیت دارد ، اما برای مبتلایان به اوتیسم ، تئوری ذهن چیزی بیش از مشکل داشتن در کلمات و نحو بیان آن ها برای درک ذهن خود یا دیگران اوتیسم و درکاست.

هلن تگر فلوسبرگ مدیر علوم عصبی شناختی رشد و توسعه در دانشگاه بوستون است.

Helen Tager-Flusberg is director of developmental cognitive neuroscience at Boston University.

Related Posts

Leave a comment